Posts from the ‘جذاب ترین ها……’ Category

مواظب باشید عشق چشماتونو کور نکنه!!!!

آهو خیلی خوشگل بود. یک روز یک پری سراغش اومد و بهش گفت: آهو جون!دوست داری شوهرت چه جور موجودی باشه؟
آهو گفت: یه مرد خونسرد و خشن و زحمتکش.
پری آرزوی آهو رو برآورده کرد و آهو با یک الاغ ازدواج کرد.  

شش ماه بعد آهو و الاغ برای طلاق سراغ حاکم جنگل رفتند.
حاکم پرسید: علت طلاق؟
آهو گفت: توافق اخلاقی نداریم, این خیلی خره.
حاکم پرسید: دیگه چی؟
آهو گفت: شوخی سرش نمیشه, تا براش عشوه میام جفتک می اندازه.
حاکم پرسید: دیگه چی؟
آهو گفت: آبروم پیش همه رفته, همه میگن شوهرم حماله.
حاکم پرسید: دیگه چی؟
آهو گفت: مشکل مسکن دارم, خونه ام عین طویله است.
حاکم پرسید: دیگه چی؟
آهو گفت: اعصابم را خورد کرده, هر چی ازش می پرسم مثل خر بهم نگاه می کنه.
حاکم پرسید: دیگه چی؟
آهو گفت: تا بهش یه چیز می گم صداش رو بلند می کنه و عرعر می کنه.
حاکم پرسید:دیگه چی؟
آهو گفت: از من خوشش نمی آد, همه اش میگه لاغر مردنی, تو مثل مانکن ها می مونی.
حاکم رو به الاغ کرد و گفت: آیا همسرت راست میگه؟
الاغ گفت: آره.
حاکم گفت: چرا این کارها رو می کنی ؟
الاغ گفت: واسه اینکه من خرم.
حاکم فکری کرد و گفت: خب خره دیگه چی کارش میشه کرد.
نتیجه گیری اخلاقی: در انتخاب همسر دقت کنید.
نتیجه گیری عاشقانه: مواظب باشید وقتی عاشق موجودی می شوید عشق چشم هایتان را کور نکند.

Advertisements

برای مادرم و بقیه فرشته های خدا…

هرچه سعی کردم نتوانستم جمله ای پیدا کنم در وصفت ،ای نازنین مادرم…

روزت مبارک ،دوستت دارم

بازم میگم دوستت دارم مامان عزیزم…

مهر مادری…

یک روز عصر پسر بچه ای پیش مادرش که

عصرانه را اماده میکرد رفت وکاغذی را که

چیزهایی روی ان نوشته بود به او داد.

مادر پس از انکه دستهایش را با پیش بند

خشک کرد ان را خواند.

طور نوشته شده بود:

هزینه ی چمن زدن:۵دلار

هزینه ی خرید کردن برای تو:۵۰ سنت

هزینه ی تمیز کردن اتاقم در این هفته:۱دلار

هزینه ی مراقبت کردن از برادر کوچکم وقتی

که رفته بودی خرید:۲۵سنت

هزینه ی بیرون گذاشتن اشغال ها:۱دلار

نمرات خوب کارنامه:۵دلار

هزینه ی تمیز و جمع کردن برگ ها از حیاط:۲دلار

جمع بدهی:۱۴دلار و ۷۵سنت

مادر به پسرش که انجا ایستاده بودنگاه کرد.

پسرک میتوانست از چشمانش بخواند که

خاطراتی را مرور میکند.مادر قلم برداشت

وپشت همان کاغذ اینطور نوشت:

بابت ۹ماه که در درونم رشد میکردی

و من حملت میکردم:هیچ

بابت همه ی شبهایی که بر بالینت بیدار

نشستم پرستاری کردم:

هیچ

بابت تحمل لحظات طاقت فرسایی که تو

مسببش بودی و همه اشک هایی که طی این

سال ها برایت ریختم:هیچ

بابت همه ی شبهایی که پر از وحشت

و نگرانی بود و بابت همه ی دلواپسی هایی

که میدانم در پیش دارم:هیچ

پسرم از همه ی اینها که بگذریم بهای عشق من:هیچ

وقتی پسر نوشته ی مادر را خواند چشمانش

پر از اشک شدو چشم در چشم مادر دوخت و

گفت:مامانی خیلی دوست دارم

مداد را برداشت درشت و پر رنگ نوشت:

پرداخت شد

یک روز عصر پسر بچه ای پیش مادرش که

عصرانه را اماده میکرد رفت وکاغذی را که

چیزهایی روی ان نوشته بود به او داد.

مادر پس از انکه دستهایش را با پیش بند

خشک کرد ان را خواند.

طور نوشته شده بود:

هزینه ی چمن زدن:۵دلار

هزینه ی خرید کردن برای تو:۵۰ سنت

هزینه ی تمیز کردن اتاقم در این هفته:۱دلار

هزینه ی مراقبت کردن از برادر کوچکم وقتی

که رفته بودی خرید:۲۵سنت

هزینه ی بیرون گذاشتن اشغال ها:۱دلار

نمرات خوب کارنامه:۵دلار

هزینه ی تمیز و جمع کردن برگ ها از حیاط:۲دلار

جمع بدهی:۱۴دلار و ۷۵سنت

مادر به پسرش که انجا ایستاده بودنگاه کرد.

پسرک میتوانست از چشمانش بخواند که

خاطراتی را مرور میکند.مادر قلم برداشت

وپشت همان کاغذ اینطور نوشت:

بابت ۹ماه که در درونم رشد میکردی

و من حملت میکردم:هیچ

بابت همه ی شبهایی که بر بالینت بیدار

نشستم پرستاری کردم:

هیچ

بابت تحمل لحظات طاقت فرسایی که تو

مسببش بودی و همه اشک هایی که طی این

سال ها برایت ریختم:هیچ

بابت همه ی شبهایی که پر از وحشت

و نگرانی بود و بابت همه ی دلواپسی هایی

که میدانم در پیش دارم:هیچ

پسرم از همه ی اینها که بگذریم بهای عشق من:هیچ

وقتی پسر نوشته ی مادر را خواند چشمانش

پر از اشک شدو چشم در چشم مادر دوخت و

گفت:مامانی خیلی دوست دارم

مداد را برداشت درشت و پر رنگ نوشت:

پرداخت شد

پیله ات را بگشا…


پیله ات را بگشا تو به اندازه پروانه شدن زیبائی!!!

تاحالا این جمله رو هزاران بار شنیده بودم ولی ندیده بودم….

3 تا کرم کوچولو اندازه یه بند انگشت بودن( که یکیشون بعدا مرد!!!)

بعد از دو سه هفته شدن اندازه یه انگشت و شروع کردن به تنیدن تار…


خیلی زیبا بودن تقلا برای تنیدن و درون خود فرو رفتن تا به اوج کمال و زیبائی رسیدن…

یکیشون زرد شد و اون یکی سفید که یکی از دوستان می گفت احتمالا نر و مادگیشون اینجوری مشخص میشه

بعد از 3 هفته بالاخره روزنه ای از پیله به بیرون پیدا شد…

واینم ثمره سه هفته تلاش ما و …

امیدوارم این تجربه زیبا و این لحظه با شکوه رو شما هم تجربه کنید!!!

هر شب خدا مرا می بخشد…

«قالَ فَبِما أَغْوَیْتَنی‏ لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَکَ الْمُسْتَقیمَ»

هرشب
مرا می‌بخشد
خداوند
و شیطان
هرصبح
با لبخند بیدارم می‌کند.

– سوره‌ اعراف،آیات 12 تا 18.

حاجی فیروز…

ارباب خودم سلامو علیکم
ارباب خودم سرتو بالا کن
ارباب خودم مردم ایران
بچه ها وپیرهاو جوانان
ارباب خودم چشمارو بازکن
نوروز اومده اخمارو بازکن
ارباب خودم پسته وبادوم
مژده ای دارم برای مردوم
ارباب خودم کشک وبادمجون
همه چیزها میشه ارزون ارزون
تخم مرغ وگوشت فط وفراوون
روغن وبرنج ونفت وصابون
ارباب خودم فلفل ریزه
لباس بچه ها چه قدر تمیزه
بازی در میارن توی کوچه
جیباشون پراز نقل وکلوچه
ارباب خودم خسته نباشی
سالی راتو پشت سر گذاشتی
یادمون نره آنچه گذشته
ارباب خودم فندق وپسته
مثل گلی بر سبزه نشسته
قربونش برم کارش درسته
دست از خوبیها هنوز نشسته

ارباب خودم عیدت مبارک
زیر سایه ی ایزد تبارک


والنتین یا سپندارمذگان؟؟؟

این مطلب را تا انتها بخوانید و خودتان یکی را انتخاب کنید!!!


در سده سوم میلادی که مطابق می‌شود با اوایل شاهنشاهی ساسانی درایران ، در روم باستان فرمانروایی بوده‌است بنام کلاودیوس دوم (Claudius II). کلودیوس عقیده داشت مردان مجرد نسبت به آنانی که همسر و فرزند دارند سربازان جنگجوتر و بهتری هستند. از این رو ازدواج را برای سربازان امپراتوری روم قدغن می‌کند. کلاودیوس به قدری بی‌رحم وفرمانش به اندازه‌ای قاطع بود که هیچ کس جرات کمک به ازدواج سربازان را نداشت. (شایان ذکر است که در آن هنگام هنوز امپراتوری روم، به آیین مسیحیت نگرویده بود و این امر تقریباً ۴۰ سال پس از دوران کلاودیوس دوم یعنی در دوران کنستانتین اول، موسوم به کنستانتین کبیر صورت گرفت). اماکشیشی به نام والنتین (والنتیوس)، مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری می‌کرد. هنگامی که کلاودیوس این امر را دریافت، والنتین را دستگیر و زندانی کرد. کلاودیوس به منظور منصرف ساختن والنتین از باور خویش، به زندان و به استقبال وی شتافت و او را مورد محبت فراوان قرار داد. این در حالی بود که والنتین نیز به گونه‌ای متقابل کوشید تا کلاودیوس را به آیین مسیحیت فراخواند؛ امری که موجبات خشم امپراتور روم را فراهم ساخت و حکم به اعدام وی داد. هنگامی که والنتین در زندان به سر می‌برد، یکی از زندانبانان دختری نابینا داشت که به زندان می‌آمد به تفصیل با وَلِنتَین سخن می‌گفت و درست پیش از آن که والنتین به اعدام محکوم گردد، برای آن دختر نابینا کارتی فرستاد که بر روی آن نگاشته بود: ««از طرف والنتین ِ تو» (From Your Valentine)» امضاء کرده‌است، اصطلاحی که تا به امروز مورد استفاده قرار گرفته و به وفور بر روی کارتهای والنتین مشاهده می‌شود.

افسانه دیگر حاکی از آن است که هنگامی که والنتین را به زندان افکندند، مردم برای وی یادداشت‌هایی کوچک که در لفافه پیچانده بودند و در شکافهای دیواره سلول وی جاسازی می‌کردند می‌فرستادند و او آنها را یافت و در حق آنان نیایش کرد. به دیگر سخن، بنیاد تاریخی کارت والنتین همین امر است. کشیش والنتیوس در ۱۴ فوریه ۲۷۰ میلادی (در برخی روایات ۲۶۹ و مطابق با برخی روایات دیگر ۲۷۳ بعد از میلاد) اعدام شد. بنابراین او را به عنوان فدایی و شهید راه عشق می‌دانند و از آن زمان والنتین تبدیل به نمادی برای عشق شده‌است و بدین روست که در کشورهای جهان، به ویژه کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی، مراسم روز والنتین همه ساله در ۱۴ فوریه برگزار می‌گردد.

جالب است بدانید:

در کشورهای اروپایی و آمریکائی دادن شکلات  به عنوان هدیه روز والنتین از شهرت خاصی برخوردار است. تزئین شکلات و پختن انواع ان نیز از اداب این روز به شمار می‌رود. از نظر علمی هم ثابت شده‌است که خوردن شکلات دارك یا همان سیاه میزان عشق را در انسان بالا می‌برد البته نه مصرف بی‌رویه آن.

درعربستان صعودی فروش محصولات مربوط به روز والنتین مانند گل رز در روزهای نزدیک به این روز، ممنوع می‌باشد و پلیس مذهبی این کشور از مغازه داران می‌خواهد تا چنین چیزهایی را به فروش نرسانند!!!

سپندارمذگان

در گاه‌شماری‌های مختلف ایرانی، علاوه بر این که ماه‌ها اسم داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. به‌عنوان مثال روز اول هر ماه «روز اورمزد»، روز دوم هر ماه، روز بهمن (سلامت، اندیشه) که نخستین صفت خداوند است، روز سوم هر ماه،اردیبهشت  یعنی «بهترین راستی و پاکی» که باز از صفات خداوند است، روز چهارم هر ماه،شهریور یعنی «شاهی و فرمانروایی آرمانی» که خاص خداوند است و روز پنجم هر ماه، «سپندارمذ» بوده‌است. سپندار مذ لقب ملی زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می‌ورزد. زشت و زیبا را به یک چشم می‌نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می‌دهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندارمذگان را به‌عنوان نماد مهر مادری و باروری می‌پنداشتند.

در هر ماه، یک بار، نام روز و ماه یکی می‌شده‌است که در همان روز که نامش با نام ماه مقارن می‌شد، جشنی ترتیب می‌دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلاً شانزدهمین روز هر ماه، «مهر » نام داشت و که درماه مهر، «مهرگان» لقب می‌گرفت و می‌بینیم که چگونه هر جشنی با معنی و مفهوم عمیق خود برای مردم شادی می‌آفرید.

روز آبان در ماه آبان جشن «آبانگان» است یعنی جشن ستایش آب و روز آذر در ماه آذر جشن «آذرگان» است یعنی جشن ستایش آتش و همین طور روز پنجم ماه دوازدهم (اسفند )، «سپندارمذ» یا «اسفندار مذ» نام داشت که جشنی با همین عنوان می‌گرفتند. «سپندارمذگان» روز زن و زمین است.

روز پنجم اسفند در همه گاه‌شماری‌های ایرانی به عنوان روز جشن اسپندارمذگان شناخته می‌شود.

آیین‌ها

در این روز مردان به همسران خود هدیه می‌دادند. مردان زنان خانواده را برتخت شاهی می‌نشاندند و از آنها اطاعت می‌کردند و به آنان هدیه می‌دادند. این یک یادآوری برای مردان بود تا مادران و همسران خود را گرامی بدارند و چون یاد این جشن  تا مدت‌ها ادامه داشت و بسیار باشکوه برگزار می‌شد همواره این آزرم و احترام به زن برای مردان گوشزد می‌گردید. این جشن هیچ ارتباطی به ولنتاین  ندارد.

اختلاف در زمان برگزاری

هم اکنون در برخی جاها، به جای روز سپندارمذ (پنجم) از ماه سپندارمذ (اسفند)، روز بیست و نهم بهمن را روز جشن سپندارمذگان می‌دانند. در باره پرسش بخاطر وجود دوگانگی‌ها باید گفت که جشن‌ها و فاصله‌های میان آنها در نوشته‌های کهن ایرانی دارای تعریف و اندازه‌های مشخصی است که به مانند دانه‌های یک زنجیر در پیوستگی کامل با یکدیگر هستند. تغییر جای یکی از آنها، موجب گسست همه این رشته خواهد شد.

چنانکه در منابع ایرانی آمده‌است، جشن سده پس از ۴۰ روز از شب یلدا یا چله، و پس از ۱۰۰ روز از اول آبان قرار دارد. همچنین جشن سده، پیش از ۲۵ روز از جشن اسفندگان است.

این اندازه‌ها و فاصله‌های تعریف شده در نوشته‌ها و ریشه نامه‌های کهن ایرانی، تنها با گاهشماری ایرانی با ماه‌های سی و یک روزه (مبدأ هجری خورشیدی کنونی) که بزرگترین دستاورد دانش گاهشماری در جهان است، همسان است؛ ولی با کتابچه‌ای نوساخته که در چند سال گذشته در ایران با نام سالنمای دینی زرتشتیان چاپ می‌شود، هماهنگی ندارد. چرا که در این کتابچه، فاصله ۱۰۰ روزه از اول آبان تا جشن سده به ۱۰۶ روز، فاصله ۴۰ روزه شب چله (یلدا) تا جشن سده به ۴۶ روز، و فاصله ۲۵ روزه جشن سده تا سپندارمذگان (اسفندگان) به ۱۹ روز رسیده‌است. این فاصله‌ها با هیچکدام از اسناد و منابع و تاریخ‌نامه‌های ایرانی هماهنگی ندارد.

اینها نمونه‌هایی از آشفتگی‌هایی است که منتشرکنندگان این کتابچه در ذهن نوجویان ایجاد کرده و نه تنها نظام قانونمند گاهشماری ایرانی را مخدوش کرده‌اند، بلکه اختلال‌هایی نیز در تقویم سنتی یزدگردی زرتشتی که در میان بسیاری از زرتشتیان ایران و عموم زرتشتیان هند و جهان رواج دارد، به وجود آورده‌اند.

قدمت بیست ساله این تقویم، دستکاری‌های فراوان در گاهشماری ایرانی و زرتشتی، نبود هیچگونه سامانه کبیسه‌گیری و تعریف مشخص از طول سال، مبدأ سالشماری ساختگی و نیز اختلاف‌های فراوان با دیگر زرتشتیان جهان باعث شده که زرتشتیان نیز چنین دستکاری‌هایی در قواعد سنتی و دینی را نادرست شمارند.

از این رو، زمان درست شب یلدا برابر با شامگاه ۳۰ آذر، جشن سده در ۱۰ بهمن و جشن سپندارمذگان (اسفندگان) در ۵ اسفند است.

سحر است کمان ابروانت

پیوسته کشیده تا بناگوش

پایت بگذار تا ببوسم
چون دست نمی‌رسد به آغوش

ای خواجه برو به هرچه داری
یاری بخر و به هیچ مفروش