تس وقتی شنید كه پدر و مادرش راجع به برادر كوچكش صحبت می‌كنند، دختربچه‌ای هشت‌ساله بود كه خیلی بیشتر از سنش می‌فهمید. فقط می‌دانست كه برادرش خیلی مریض احوال است و پولی هم ندارند. چون پدرش بابت صورت‌حسابهای دكتر و خرج خانه پول نداشت، قرار بود ماه آینده به یك مجتمع آپارتمانی نقل‌مكان كنند. تنها [...]