نه تو مي ماني، نه اندوه…
نه تو مي ماني نه، اندوه و نه،هيچ يک، از مردم اين آبادي به حباب نگران لب يک رود قسم و به کوتا هي آن لحظه شادي که گذ شت غصه هم خواهد رفت آنچناني که فقط خاطره اي خواهد ماند لحظه ها عريانند به تن لحظه خود جامه اندوه مپوشان هرگز تو به آيينه،نه! [...]